پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
148
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
پيشنهاد تو را رد كنند و كار را به اينجا بكشانند . به خويش مىگفتم كه آنان قبول مىكنند و من نيز با ابن زياد مخالفت نمىكنم . . . فعلًا از كار خود پشيمان هستم و آمدهام تا جان خود را قربان تو كنم و پيشاپيش تو كشته شوم . آيا براى من توبهاى هست و خداوند از من مىگذرد ؟ امام ( ع ) فرمود : خداوند از گناه تو مىگذرد ، نامت چيست ؟ گفت : حر ، امام ( ع ) فرمود : تو حر هستى ، و مادرت اسم تو را درست گذارده ، تو در دنيا و آخرت حر هستى . . . راستى كه گذشتِ امام ( ع ) و پذيرفتن توبهء حر ، گذشت بسيار بزرگى است و چنين گذشتى مىبايست از امام ( ع ) صادر بشود . مىتوان گفت كه اگر حر از برگشت امام ( ع ) جلوگيرى نمىكرد و امام ( ع ) برمىگشت ، اين پيشامدها اتّفاق نمىافتاد . پس تمام وقايع عاشورا به وسيلهء حر صورت گرفت و گناه او بسيار بزرگ بود ، ولى امام ( ع ) از او گذشت و وعده فرمود كه خدا نيز از او مىگذرد . آرى حلم و عفو امام ( ع ) امامِ همهء عفوها و حلمها است ، و در چنين موقعى كه كار از كار گذشته و كشته شدن حر هيچ تأثيرى در اوضاع امام ( ع ) ندارد ، گذشتِ امام ( ع ) گذشت بسيار بزرگى است . « 1 » دربارهء رفتار يزيد با اسراى آل الله مطالب متفاوت و گاه متضادّى در كتب مقاتل ديده مىشود ، ولى بر اهل تحقيق پوشيده نيست كه آل رسول به هنگام اقامت در شام ، مرارتهاى مضاعفى را تحمّل كردهاند : از مدّت توقّف اسرا در شام ، اطّلاع دقيقى ندارم ، ولى اين مسلّم است كه در روزهاى اوّل ، زندان آل رسول ( ص ) جاى بسيار بدى بوده است . شيخ صدوق در امالى خود به سندش از فاطمه بنت اميرالمؤمنين ( ص ) نقل مىنمايد : يزيد دستور داد اهل حرم امام حسين ( ع ) با علىّ بن حسين ( ع ) زندانى شوند . آنها در زندانى محبوس بودند كه نه از سرما و نه از گرما ، حفظ نمىشدند تا آن كه رنگ صورت آنان تغيير كرد و يا پوست صورت آنان كنده شد . از اينجا معلوم مىشود كه در جايى مثل بيابان ، آنها را نگاه داشته بودند اگرچه محصور به ديوار بوده ، ولى ساختمانى كه آنها را از سرما و گرما حفظ كند ، نداشته است ، و از نقل طبرى از ابومخنف معلوم مىشود كه بعداً منزل آنها را تغيير دادند و در جاى جداگانهاى با علىّ بن الحسين ( ص ) بودند . در بصائر الدّرجات به سند معتبر از محمّد حلبى از امام صادق ( ع ) نقل مىنمايد : اهلبيت ( ص ) را در خانهء مخروبهاى جاى دادند ، بعضى از اسيران گفتند : ما را در اينجا آوردهاند
--> ( 1 ) . همان ، ص 437 - 438 .